یک چرخ درشکه و یک بطری اسید کربولیک — روزی که جراحی مدرن متولد شد

در این مقاله
جوزف لیستر، جیمز گرینلیز و تولد دومین ستون جراحی مدرن
بیهوشی (روز اتر، 16 اکتبر 1846، روز 78) و کلروفرم در مامایی (سیمپسون، 4 نوامبر 1847، روز 79)، نخستین جهش بزرگ در تاریخ جراحی مدرن را شکل دادند — اما بهتنهایی کافی نبودند. زیرا بخشهای جراحی در میانه قرن 19، پس از عمل همچنان بیشتر به یک کشتارگاه شباهت داشتند. بیمار از عمل زنده بیرون میآمد؛ اما در روزهای بعد — طبق منابع، در %30-50 موارد — وارد زنجیرهای کابوسوار میشد که با ترشحات بدبو از لبههای زخم، تب، لرز و افزایش ضربان نبض آغاز میشد. جراحان به این وضعیت "پیمی", "سرخباد", "گانگرن بیمارستانی" یا با نامی فراگیر، "هوسپیتالیسم" — بیماری بیمارستان میگفتند. خود بخشها بیماران را میکشتند. در اوایل دهه 1860 در Glasgow Royal Infirmary، تشخیص شکستگی باز (compound fracture) تقریباً بهطور قطعی به معنای قطع عضو یا مرگ بر اثر سپسیس بود. بعدازظهر شنبه، 12 اوت 1865، پسر 11 سالهای از محلههای پایین شهر — جیمز گرینلیز — به راهروهای Glasgow Royal Infirmary آورده شد. چرخ یک درشکه از روی پای چپش گذشته بود، استخوان ساق (tibia) شکسته، پوست را پاره کرده و بیرون زده بود: یک شکستگی بازمعمول. رویکرد استاندارد آن زمان روشن بود: ابتدا قطع عضو، سپس احتمال %50 مرگ بر اثر سپسیس. اما آن روز، استاد سلطنتی جراحی دانشگاه گلاسگو، جوزف لیستر (1827-1912)، تصمیم گرفت چیز متفاوتی را امتحان کند. به دستیارش گفت مادهای شیمیایی بیاورد که شنیده بود در یک تصفیهخانه فاضلاب در کارلایل "بوی بد را از بین میبرد": اسید کربولیک (فنول، C₆H₅OH). زخم را با این ماده شست، شکستگی را جا انداخت، پانسمانهای آغشته به اسید کربولیک روی آن گذاشت و محکم بست. و منتظر ماند. چهار روز بعد که پانسمان را باز کرد، چرک، تب، بوی بد و قرمزی که انتظار داشت وجود نداشت. زخم تمیز بود، بافت صورتی بود و بهبود طبیعی بود. شش هفته بعد استخوان کاملاً جوش خورده بود. جیمز گرینلیز با پای حفظشده مرخص شد و به خیابانهای گلاسگو بازگشت. این لحظه تولد جراحی آنتیسپتیک مدرن بود. امروز — در روز 80 مجموعه — در کنار بیهوشی (روزهای 78-79)، دومین ستون از دو ستون جراحی مدرن سرطان را بررسی میکنیم: آنتیسپسیس. بیهوشی درد را از میان برد؛ آنتیسپسیس مرگ را. بدون این دو، ماستکتومی رادیکال ویلیام هالستد در 1894 (روز 110) قابل تصور نبود. بدون این دو، هیچیک از جراحیهای مدرن سرطان که امروز انجام میشوند ممکن نبود.
آمار وحشتناک جراحی در میانه قرن 19
برای درک اینکه لیستر در 1865 با چه چیزی میجنگید، باید واقعیت عملی بخشهای جراحی آن دوران را تجسم کرد. بیهوشی کشف شده بود (1846-1847)، اما معلوم نبود بهداشت چیست، آیا میکروبها وجود دارند و چرا برخی زخمها خوب میشوند و برخی به مرگ میانجامند. جراحان با لباس خیابان وارد اتاق عمل میشدند و تقریباً هرگز روپوش خود را عوض نمیکردند — لکههای قدیمی خون و چرک بهعنوان «مدال تجربه» دیده میشد — و ابزارها را فقط با پاک کردن با پارچه از یک بیمار به دیگری میدادند. پانسمان زخم اغلب تکههای پارچه روغنی بود که با ترشحات (رسوب، خون خشکشده) مسدود شده بود. میزان مرگومیر:
☠ «هوسپیتالیسم» — بیمارانی که بخش آنها را میکشت
جراحان آن زمان نه چندان از خود عمل، بلکه بیشتر از دوره بعدیِ بستری در بخش میترسیدند. بهروشنی معلوم بود که درمان بیمار دچار شکستگی باز در خانهاش، نسبت به بستری شدن در بیمارستان ایمنتر است. بیمارستانهای بزرگ شهری مانند Glasgow Royal Infirmary، Edinburgh Royal Infirmary و St. Bartholomew's لندن، "بیمارترین" بخشها را داشتند — تناقض این بود: هرچه بیمارستان بزرگتر و شلوغتر، مرگومیر بیماران بیشتر.
جراحان از چهار سندرم اصلی مرگبار پس از عمل سخن میگفتند: (1) پیمی — چرک واردشده به خون (با اصطلاح امروزی، شوک سپتیک)؛ (2) سرخباد — عفونت پوستی که مانند آتش گسترش مییابد (Streptococcus pyogenes امروزی)؛ (3) گانگرن بیمارستانی — عفونت نکروزدهندهای که زخم را از بین میبرد (فاشئیت نکروزدهنده امروزی)؛ (4) تب نفاسی — سپسیس پس از زایمان در بخشهای مامایی. علت هیچکدام معلوم نبود؛ توضیحاتی مانند "هوای بد" (میازما)، "عدم تعادل طبیعت", "مزاج ضعیف بیمار" ارائه میشد.
کاری که لیستر در 1865 کرد — انتقال نظریه تخمیر و میکروب پاستور به عمل جراحی — نامگذاری این دشمن نادیدنی و انتخاب سلاحی علیه آن بود.
وین 1847: دستهای شسته، دادههای نادیدهگرفتهشده
تراژیکترین پیشدرآمد تحول لیستر در 1865، متخصص مامایی مجارستانی، ایگناتس سملوایس (1818-1865) بود. سملوایس در اوت 1865، همان سالی که لیستر جیمز گرینلیز را درمان کرد، درگذشته بود — دشمن او، که سالها در Allgemeine Krankenhaus وین دربارهاش بحث کرده بود، در چشم خودش، با کتک خوردن و کشته شدنش به دست نگهبانان بخش یک آسایشگاه روانی به پایان رسیده بود. زندگی او یک تراژدی تاریخی است.
سملوایس در 1847 — 18 سال پیش از موفقیت لیستر — دو بخش مامایی وین را بررسی کرد. در یکی، دانشجویان پزشکی و پزشکان زایمانها را مدیریت میکردند؛ مرگومیر تب نفاسی در آنجا %18 بود. در دیگری فقط ماماها کار میکردند؛ مرگومیر آنجا %2 بود. تنها تفاوت عملی: دانشجویان پزشکی صبح پس از انجام کالبدگشایی به بخش میآمدند، اما ماماها این کار را نمیکردند. سملوایس فرضیه را مطرح کرد: روی دستهای آمده از کالبدگشایی «ذرات مرگبار» وجود دارد. پروتکل شستن دست با محلول آهک کلردار را اجرا کرد. مرگومیر در سه ماه به %1 کاهش یافت.
اما دادههای سملوایس از سوی جامعه پزشکی اروپا رد شد. این فکر که پزشکان "ممکن است دستهایشان کثیف باشد" برای شرافت حرفهای آن دوران توهینآمیز تلقی شد. نتیجه چشمگیر بود: سالها طرد دانشگاهی، فروپاشی روانی، بستری شدن در آسایشگاه روانی در 1865 و مرگ در زمانی کوتاه. لیستر احتمالاً سملوایس را نخوانده بود — منابع در این باره روشن نیستند؛ اما با یافتن نظریه میکروبی پاستور از راهی دیگر، به همان نتیجه رسیده بود. در تاریخ پزشکی، سملوایس بهعنوان پیشدرآمد تراژیک موفقیت لیستر به یاد میماند.
طنز تاریخی: مرگ سملوایس و موفقیت لیستر در مورد جیمز گرینلیز، هر دو در همان سال 1865 رخ میدهند. یکی بهعنوان پزشکی اتریشی در آسایشگاه روانی فراموش میشود؛ دیگری در گلاسگو پای پسری را نجات میدهد. یک حقیقت علمی واحد (پاکیزگی برای جلوگیری از عفونت زخم)، از دو مسیر متفاوت با دو پایان متفاوت وارد تاریخ بشر میشد. تراژدی سملوایس، اندوهبارترین نمونه "کشفهایی است که دیر شناخته شدند" در تاریخ پزشکی؛ موفقیت لیستر نمونهای شد که بهسختی از همان شناخت دیرهنگام رهایی یافت — زیرا اندیشههای لیستر نیز در آغاز بهشدت نقد شدند.
سالهای 1827-1861 جوزف لیستر
جوزف لیستر در 5 آوریل 1827 در آپتون، اسکس، به دنیا آمد. پدرش، جوزف جکسون لیستر (1786-1869)، بازرگان ثروتمند شراب و کواکر بود؛ اما در تاریخ پزشکی نیز جایگاه مهمی دارد: در 1830 بهعنوان اپتیکدان آماتوری که میکروسکوپ آکروماتیک مدرن را توسعه داد، به عضویت Royal Society درآمد. بنابراین جوزف جوان در خانه با میکروسکوپ بزرگ شد. دنیاهای کوچک میکروسکوپ برای او آشنا بود.
کواکر بودن در بریتانیای عصر ویکتوریا، موانعی برای زندگی دانشگاهی ایجاد میکرد — آکسفورد و کمبریج رسماً وابسته به کلیسای انگلیکانی بودند و کواکرها کنار گذاشته میشدند. لیستر به همین دلیل به نهاد تازهتأسیس و بدون تبعیض مذهبیِ University College Londonرفت. در 1847 از دانشکده علوم انسانی مدرک کارشناسی و در 1852 از دانشکده پزشکی دیپلم BMBSCh (Bachelor of Medicine and Surgery) گرفت؛ همان سال به عضویت Royal College of Surgeons درآمد. در 26 سالگی به سوی ادینبرو راه افتاد — تا در کنار محترمترین جراح بریتانیا، جیمز سایمکار کند.
جیمز سایم (1799-1870) — استاد و پدرزن لیستر
جراح ارشد Edinburgh Royal Infirmary، جیمز سایم، با لقب "ناپلئون جراحی" یکی از سریعترین و ماهرترین جراحان زمان خود از نظر فنی بود. همدوره رابرت لیستون (روز 77)؛ اما سرعت سایم فقط برای صرفهجویی در وقت نبود، بلکه برای دقت آناتومیک نیز بود. روش "قطع عضو سایم" که سایم توسعه داد (در سطح مچ پا، با حفظ بالشتک پاشنه)، هنوز استفاده میشود.
لیستر در 1854، در 27 سالگی، دستیار سایم شد؛ دو سال بعد، در آوریل 1856, با دختر بزرگ سایم، اگنس سایم ازدواج کرد. اگنس یکی از چهرههای نادیدهگرفتهشده تاریخ پزشکی مدرن است: در تمام آزمایشهای آزمایشگاهی لیستر فعالانه کار میکرد، دفترهای آزمایش را مینوشت، پیشنویس مقالههایش را میخواند و حتی میبایست در برخی از آنها همنویسنده میبود. این زوج فرزندی نداشتند؛ مرگ ناگهانی اگنس در 1893 (ذاتالریه هنگام سفر در تیرول، ایتالیا) برای لیستر فقدانی ویرانگر بود.
سالهای 1854-1860 لیستر در ادینبرو — در کنار سایم — تکنیک جراحی و انضباط مشاهده بالینی او را شکل داد. وقتی در 1861 بهعنوان استاد سلطنتی جراحی دانشگاه گلاسگو منصوب شد، 33 ساله، متأهل و یکی از آیندهدارترین جراحان جوان بریتانیا بود.
درک اینکه «چرک از جو نمیآید»
وقتی لیستر در گلاسگو شروع به کار کرد، مرگومیر بخشهای Glasgow Royal Infirmary را از نزدیک دید. بهویژه دو بخش بزرگ جراحی تحت مسئولیت خودش — برای شکستگیهای باز ناشی از تصادف و بیماران جراحی انتخابی — از «بیمارترین» بخشهای گلاسگو بودند. تا اوایل 1865، از بیماران قطع عضو تحت مسئولیتش، %46 را بر اثر سپسیس از دست داده بود. این ناامیدیای بود که همه جراحان نسل او تجربه میکردند.
لیستر پرسش "چرا برخی زخمها چرکی میشوند و برخی نمیشوند" را بهصورت نظاممند بررسی کرد. از میکروسکوپ استفاده کرد (میراث پدرش اینجا به کار میآمد)؛ از ترشحات زخم نمونه گرفت؛ برشهای بافتشناسی آماده کرد. نظریه غالب آن زمان — «میازما»، یعنی بیماری ناشی از هوای بد، — او را راضی نمیکرد؛ زیرا از دو بیمار که یک هوا را تنفس میکردند، یکی بهبود مییافت و دیگری میمرد.
در مرز سالهای 1864-1865، همکار او در دانشگاه گلاسگو — استاد شیمی، توماس اندرسون — آثار شیمیدان فرانسوی، لویی پاستور، را که میان سالهای 1857-1860 درباره تخمیر و "نظریه میکروبی" منتشر کرده بود، به لیستر نشان داد. پاستور ثابت کرده بود که تخمیر شراب و ترش شدن شیر را موجودات زنده میکروسکوپی موجود در هوا (میکروبها) ایجاد میکنند. یعنی فسادنه از «هوای بد»، بلکه از میکروارگانیسمهای زنده ناشی میشد.
رسیدن لیستر به اسید کربولیک از مسیری جالب رخ داد. در 1864 مهندسان شهر کارلایل برای از بین بردن بوی بد و کاهش عفونتهای انگلی در حیوانات، استفاده از اسید کربولیک (فنول، ترکیبی آروماتیک حاصل از قطران زغالسنگ) را در تصفیهخانه فاضلاب آغاز کرده بودند. توماس اندرسون، شیمیدان گلاسگو، این کاربرد را به لیستر گفت؛ اینکه ماده پاککننده فاضلاب، شاید بتواند زخم را هم پاک کند ، استدلالی بود که لیستر شکل داد. در میانه 1865 آزمایشهای کوچکی را آغاز کرد.
پای یک پسر در Glasgow Royal Infirmary
Glasgow Royal Infirmary، بخش جراحی مردان · لحظه تولد جراحی آنتیسپتیک مدرن
بیمار: جیمز گرینلیز، پسر 11 سالهای از خانوادهای فقیر در محلههای پایین گلاسگو. هنگام بازی در خیابان، جلوی یک درشکه افتاده بود؛ چرخ سنگین آن از روی پای چپش گذشته بود. استخوان ساق (tibia) در دو نقطه شکسته و تکههای استخوان پوست را پاره کرده و بیرون زده بودند. یک شکستگی باز.
کلاسیک. رویکرد استاندارد آن زمان: ابتدا قطع عضو (برداشتن پا)، سپس احتمال %50 مرگ بر اثر سپسیس. اگر جراح قطع عضو را نپذیرد، سپسیس قطعیتر است. قطع پای یک کودک 11 ساله — تصمیمی ویرانگر از نظر عاطفی. کودک روی میز گریه میکند؛ خانوادهاش در راهرو منتظرند.
لیستر وارد بخش شد. کودک را معاینه کرد. بهجای قطع عضو، تصمیم گرفت چیزی را امتحان کند که هنوز هیچ جراحی امتحان نکرده بود. دستیارانش را صدا زد و خواست اسید کربولیک بیاورند.
ابتدا به کودک بیهوشی کلروفرمی داده شد (ادامه روزهای 78-79 — بدون بیهوشی این فرایند تحملناپذیر بود). لیستر نخست دستهای بدون دستکش و ابزارهایش را در محلول اسید کربولیک فرو برد. سپس زخم را با مقدار فراوان اسید کربولیک شست، تکههای استخوان شکسته را در جای خود گذاشت و پوست را بخیه زد. یک پانسمان کتانی آغشته به اسید کربولیک روی زخم گذاشت؛ دور پانسمان ورقه نازک قلع پیچید (برای جلوگیری از تبخیر اسید کربولیک)؛ و همه را محکم بانداژ کرد.
و منتظر ماند.
لیستر روزهای بعد را ساعتبهساعت پیگیری کرد. تب جیمز گرینلیز بالا نرفت. از لبههای زخم بوی بدی نمیآمد. کودک بهطور عادی میخورد و مینوشید. چهار روز بعد، چهارشنبه 16 اوت، لیستر پانسمان را باز کرد.
باز کردن پانسمان · «چرکی نبود. بوی بدی نبود. بافت صورتی بود.»
لیستر پانسمان را با دقت باز کرد. آنچه انتظار داشت — آنچه دیگر جراحان بخش در ناخودآگاه خود از پیش میدیدند — چرک، بافت مرده، بوی بد، قرمزی و تب بود. اثری از هیچکدام نبود. زخم تمیز بود؛ بافت صورتی بود؛ بهبود بهطور طبیعی ادامه داشت. پرستاران و دستیاران جوان اطرافش با ناباوری به آنچه میدیدند نگاه کردند. برخی بیصدا مکث کردند. برخی "چطور ممکن است" را زمزمه کردند.
لیستر پانسمان را تازه کرد — کتان تازه آغشته به اسید کربولیک، ورقه قلع تازه. کودک هفتهها در بخش ماند؛ پانسمانها هر 3-4 روز عوض میشدند.
شش هفته بعداستخوان ساق جیمز گرینلیز کاملاً جوش خورده و زخمش بسته شده بود. پایش سالم بود. میتوانست راه برود. لیستر کودک را مرخص کرد؛ او به خیابانهای گلاسگو بازگشت.
این لحظه تولد جراحی آنتیسپتیک مدرن بود.
پیش از انتشار: 11 مورد، تأیید نظاممند
لیستر مصمم بود اشتباه کرافورد لانگ را تکرار نکند (روز 78 — سکوت هفتساله لانگ موجب از دست دادن تقدم او شده بود). اما نمیخواست با عجله منتشر کند — کاربرد نظریه میکروبی پاستور در عمل جراحی ادعای بزرگی بود و برای مقابله با نقد، دادههای محکم لازم بود. در 15 ماه میان پاییز 1865 و پایان 1866لیستر موارد شکستگی باز و آبسه را در Glasgow Royal Infirmary بهطور نظاممند با روش اسید کربولیک درمان کرد. یادداشتهای بالینی مفصل از موارد نگه داشت، بهجای عکس، نقاشیهای آناتومیک کشید و نتایج را ثبت کرد.
در نخستین مجموعه 11 موردی او — همه شکستگی باز — فقط دو مرگ رخ داد. این نسبت به معیارهای آن دوران فوقالعاده بود؛ یک سال قبل مرگومیر همان بخش %45 بود. لیستر به این نتیجه رسید که دادههایش به اندازه کافی قوی هستند.
«On a New Method of Treating Compound Fracture, Abscess, etc.»
شنبه، 16 مارس 1867 در شماره هفتگی معتبرترین مجله پزشکی بریتانیا، The Lancet، نخستین مقاله لیستر منتشر شد: «On a New Method of Treating Compound Fracture, Abscess, etc., with Observations on the Conditions of Suppuration». مقاله با ارائه مورد جیمز گرینلیز و سه بیمار دیگر آغاز شد.
در چهار هفته بعد، سه مقاله پیاپی دیگر آمد (23 مارس، 30 مارس، 6 آوریل)؛ سپس در 27 ژوئیه 1867پنجمین و آخرین مقاله منتشر شد که بر درمان آبسه تمرکز داشت. این مجموعه در مجموع ششمقالهای، 11 مورد شکستگی باز و چند مورد آبسه را بهطور نظاممند و مفصل شرح میداد. نتایج چشمگیر بود: بسیاری از مرگهای معمول بخشها قابل پیشگیری بودند و این بهروشنی نشان داده میشد.
پروتکل آنتیسپتیک لیستر — نسخه 1867
- شستن دست: جراح و دستیارانش، پیش و پس از عمل، باید دستهایشان را با محلول %5 اسید کربولیک بشویند.
- استریل کردن ابزار: تمام ابزارهای جراحی باید پیش از استفاده در محلول اسید کربولیک فرو برده شوند؛ بهجای مواد متخلخل دسته ابزار (چوب)، فلزات سخت ترجیح داده شوند.
- شستن زخم: پس از باز شدن زخم، باید با اسید کربولیک فراوان شسته شود؛ همه مواد خارجی قابلمشاهده پاک شوند.
- تکنیک پانسمان: کتان/پنبه آغشته به اسید کربولیک روی زخم گذاشته شود؛ روی آن ورقه نازک قلع (برای جلوگیری از تبخیر)؛ بالاتر از همه بانداژ محکم.
- تعویض پانسمان: هر 3-4 روز، با همان پروتکل؛ هنگام تعویض پانسمان، زخم باید دوباره با اسید کربولیک شسته شود.
- بخیههای کتگوت: لیستر بعدها بهجای بخیههای ابریشمی، کتگوت آغشته به اسید کربولیک (نخ بخیه جذبشونده از روده گوسفند) را توصیه کرد؛ این در بدن خودبهخود حل میشد و کانون عفونت ایجاد نمیکرد.
- افزوده 1871-1887: لیستر به اتاق عمل اسپری اسید کربولیک افزود — با پوشاندن مداوم هوا با ابر ضدعفونیکننده، برای آنکه از آلودگی ناشی از آئروسل جلوگیری کند. (بعدها کنار گذاشته شد — اثر محدود، سمی برای پزشکان و بیماران.)
انقلابی در بخشهای Glasgow Royal Infirmary
لیستر با اجرای نظاممند پروتکل خود از پاییز 1865 تا تابستان 1867، مرگومیر بخشهای خودش در Glasgow Royal Infirmary را بهشدت کاهش داد. خلاصهای که در نشست انجمن پزشکی بریتانیا در دوبلین در اوت 1867 ارائه کرد:
1867-1879: متقاعد شدن تدریجی دنیای پزشکی
انتشارهای لیستر در 1867 فوراً پذیرفته نشدند. جامعه محافظهکار جراحی بریتانیا — بهویژه پزشکان محترم لندن — بهشدت در برابر پروتکل مقاومت کرد. نقدها بر چند محور متمرکز شدند:
⚔ مقاومت اولیه در برابر پروتکل لیستر — 1867-1875
- تردید نظری: "نظریه میکروبی" هنوز در بریتانیا کاملاً پذیرفته نشده بود؛ برخی جراحان برجسته، مطالعات تخمیر پاستور را «اغراقآمیز» میدانستند. جیمز وای. سیمپسونخودش (چهره روز 79!) — همدوره محترم لیستر در ادینبرو — ابتدا با شک به اندیشههای لیستر نگاه کرد؛ در 1869 برخی تحفظهایش را در برابر عموم بیان کرد. سیمپسون و لیستر در روابط شخصی دوست ماندند، اما از نظر مفهومی جدا شدند.
- بحث آماری: در 1868 جراح جوانی از ویکفیلد، آر. لاوسون تیت (1845-1899)، آمار جایگزینی در برابر دادههای مرگومیر لیستر ارائه کرد. ادعای تیت: در همان دوره، در دیگر بخشهای گلاسگو که پروتکل لیستر را اجرا نمیکردند نیز مرگومیر کاهش مییافت؛ بهبود ممکن بود نه از آنتیسپسیس، بلکه از بهبود غیرمستقیم رویه عمومی بهداشت ناشی شود. این بحث آماری — اینکه موفقیت لیستر از آنتیسپسیس بود یا "مکتب پاکیزگی و آب سرد" — تا دهههای 1880-1890 ادامه یافت.
- دشواری عملی: اسید کربولیک پوست را تحریک میکرد؛ دستهای جراحان و پرستاران پوستهپوسته میشد، درماتیت ایجاد میشد و برخی علائم مسمومیت سیستمیک (سردرد، تهوع) داشتند. در دوره اسپری لیستر (1871-1887)، همه کارکنان اتاق عمل دائماً زیر بخار اسید کربولیک کار میکردند — مواجههای سمی در بلندمدت.
- شرافت حرفهای: همانند تراژدی سملوایس، اشاره به اینکه "دستهای جراحان کثیف است" برای شرافت جامعه پزشکی بریتانیای ویکتوریایی توهینآمیز تلقی شد. برخی جراحان ارشد اینکه "یک استاد جوان گلاسگو" به آنها درس بدهد را نپذیرفتند.
اما دادهها انباشته شدند. در آلمان، تئودور بیلروت و ریشارد فون فولکماندر اوایل دهه 1870 پروتکل لیستر را پذیرفتند؛ نتایج را در بخشهای خود تأیید کردند. در فرانسه، پاستور و لیستر مستقیماً مکاتبه کردند؛ پاستور از لیستر حمایت کرد. 1877، لیستر بهعنوان استاد به King's College London دعوت شد — به مرکز لندن آمد. در دهه 1880آنتیسپسیس در دنیای جراحی بریتانیا استاندارد شد. در دهه 1890در آلمان، ارنست فون برگمان و کورت شیملبوش از "آنتیسپسیس" به رویکرد "آسپسیس" گذر کردند — استریل کردن با بخار، استفاده از روپوش استریل، دستکش و ماسک — که پایه عمل جراحی در قرن 20 میشد.
1877-1912: لندن، بارونتبودن و افتخار نهایی
35 سال لیستر میان 1877-1912، زنجیرهای از موفقیتها خوانده میشود:
1877-1912: اوج لیستر
- 1877: بهعنوان استاد جراحی King's College London منصوب شد؛ درست در قلب مرکز دانشگاهی بریتانیا.
- 1883: از سوی ملکه ویکتوریا، عنوان بارونت به او داده شد — "Sir Joseph Lister, 1st Baronet, of Park Crescent, in the Parish of St. Marylebone, in the County of Middlesex".
- 1893: همسرش اگنس سایم ناگهان درگذشت (ذاتالریه هنگام سفر در ایتالیا). فقدانی ویرانگر برای لیستر؛ فرزندی نداشتند؛ با خواهر بزرگتر و خواهرزادهها و برادرزادههایش زندگی کرد.
- 1895-1900: ریاست Royal Society — بالاترین افتخار علمی بریتانیا؛ جایگاهی سنتی که از زمان نیوتن ادامه دارد. لیستر نخستین پزشکی بود که این سمت را گرفت.
- 1897: بارون لیستر از لایم ریجیس — عنوان نخستین پزشک بریتانیایی که از بارونتبودن به بارونبودن ارتقا یافت. این گامی تاریخی در بهرسمیتشناختن جایگاه علمی پزشکی در نظام افتخارات سلطنتی است.
- 1902: Order of Merit — بالاترین افتخار غیرنظامی بریتانیا — یکی از نخستین 12 دریافتکننده در سال تأسیس.
- 10 فوریه 1912: مرگی آرام در خانه خود در والمر، کنت. 84 ساله بود — سنی که هیچیک از چهارگانه لانگ-ولز-مورتون-جکسون در روز 78 به آن نرسیده بود.
مراسم تشییع لیستر در Westminster Abbey برگزار شد؛ خانواده او را کنار اگنس در گورستان Hampstead (لندن) دفن کردند. جای دفنی در Westminster Abbey پیشنهاد شد، اما خانواده نپذیرفت — کنار همسرش ترجیح داده شد.
میراث ماندگار: "Listerine" دهانشویه (تولیدشده توسط Lambert Pharmacal Company در 1879، عرضه عمومی در 1914) و جنس باکتری "Listeria monocytogenes" (نامگذاریشده در دهه 1940 توسط مؤسسه جوزف لیستر)، هر دو نام لیستر را دارند — دو امتداد نادر از موفقیت علمی به فرهنگ عمومی. بهطنز، در حالی که Listerine امروز همچنان بهعنوان محصولی آنتیسپتیک فروخته میشود، باکتری موسوم به Listeria یک پاتوژن خطرناک است — دو چهره جهانی که لیستر با آن مبارزه میکرد.
پیوند نهایی روز 80 با تاریخ سرطان
موفقیت لیستر در 1865-1867، دومین ستون پایههای تاریخی جراحی مدرن سرطان را بنا کرد. ستون اول بیهوشی بود (روزهای 78-79): بیدرد نگه داشتن بیمار. ستون دوم آنتیسپسیس بود: حفاظت از بیمار در برابر سپسیس. وقتی این دو کنار هم آمدند — و تنها وقتی کنار هم آمدند — جراحی سرطان عملاً ممکن شد:
آنتیسپسیس × جراحی سرطان — سه حلقه
1. ایمنی عملهای طولانی. بیهوشی بهتنهایی میتوانست بیمار را ساعتها بیهوش نگه دارد؛ اما هرچه مدت بیهوشی طولانیتر میشد، احتمال عفونت زخم نیز افزایش مییافت. بدون آنتیسپسیس، ماستکتومی رادیکال چندساعته ویلیام هالستد در 1894 (روز 110)، به دلیل درصد مرگومیر عملی نبود. اسید کربولیک لیستر، "جراحی طولانی" را ممکن کرد.
2. ایمنی تشریح درون بدن. جراحی سرطان اغلب به تشریح عمیق درون حفرههای بدن (قفسه سینه، شکم، فضای پشتصفاقی، لگن) نیاز دارد. پیش از آنتیسپسیس، باز کردن حفره بدن تقریباً به معنای سپسیس قطعی بود — بنابراین این اعمال بهندرت امتحان میشدند. پس از لیستر، جراحی شکم، جراحی قفسه سینه و سپس تشریح رادیکال مدرن سرطان ممکن شد.
3. اعتماد بهعنوان «امتداد» دست جراح. لیستر نشان داد که دست جراح خودش یک ناقل عفونت است. این مفهوم، اصل پشت تمام فناوری عمل، دستکش، ماسک، روپوش استریل، تصفیه هوا و شیوههای اپراتوری است که قواعد را نمیشویند و نمیبرند. اتاقهای عمل مدرن سرطان با تداوم این شیوهها کار میکنند.
از Tıphane-i Âmire تا جمیل توپوزلو پاشا: ورود آنتیسپسیس به پزشکی عثمانی
مقالههای لیستر در Lancet در 1867 بهسرعت در دنیای پزشکی اروپا منتشر شد؛ خبر در حدود یک سال به استانبول رسید. Tıphane-i Âmire (روز 75 — مصطفی بهچت افندی، 1827) و شکل توسعهیافته آن، Mekteb-i Tıbbiye-i Şahane، مجلههای پزشکی اروپا را بهطور منظم دنبال میکردند. روش لیستر در مرز سالهای 1869-1870 توسط استادان ارشد اتریشی (بهویژه کارل آمبروس برنارد و در دوره بعد، زیگموند اشپیتسر) به بخشهای جراحی استانبول معرفی شد.
اما پذیرش کامل با بنیانگذار جراحی مدرن ترکیه، جمیل توپوزلو پاشا (1866-1958)، آمد. جمیل توپوزلو — که موضوع روز 92 خواهد بود — در دهه 1880 در پاریس آموزش دید؛ درست در آن سالها، آزمایشگاه لویی پاستوردر پاریس در کانون توجه دنیای علم بود و روش آنتیسپتیک لیستر به استاندارد بیچونوچرای عمل جراحی اروپا تبدیل شده بود. توپوزلو از پاریس به برلین و وین رفت؛ در درمانگاه تئودور بیلروتدر وین دوره چرخشی گذراند — بیلروت پیشگام آنتیسپسیس لیستر در جهان آلمانیزبان بود. وقتی جمیل توپوزلو در دهه 1890 به استانبول بازگشت، اتر + کلروفرم + آنتیسپسیس با اسید کربولیک + استریلسازی ابزار به روش لیستر — هر چهار با هم — را به Mekteb-i Tıbbiye-i Şahane آورد. گواهی تولد عمل جراحی مدرن سرطان در ترکیه به استانبول دهه 1890 میرسد؛ اما پشت آن، پای لهشده یک پسر گلاسگویی در 12 اوت 1865 قرار دارد.
بیهوشی + آنتیسپسیس = جراحی مدرن سرطان
🔍 اطلاعات تأییدشده در این نوشته
- جوزف لیستر: تولد در 5 آوریل 1827، آپتون، اسکس — مرگ در 10 فوریه 1912، والمر، کنت. پسر یک بازرگان شراب کواکر. پدرش جوزف جکسون لیستر (اپتیکدان آماتور توسعهدهنده میکروسکوپ آکروماتیک، عضو Royal Society در 1830).
- تحصیلات: University College London، کارشناسی علوم انسانی در 1847، دیپلم پزشکی BMBSCh در 1852، همان سال عضویت Royal College of Surgeons.
- جیمز سایم: در 1854 بهعنوان راهنمای لیستر؛ جراح ارشد Edinburgh Royal Infirmary، «ناپلئون جراحی».
- ازدواج با اگنس سایم: آوریل 1856 (برخی منابع 1857 میدهند؛ Past Medical History میگوید «April 1856»). بدون فرزند؛ اگنس در 1893 بر اثر ذاتالریه در ایتالیا درگذشت.
- استاد سلطنتی جراحی دانشگاه گلاسگو: 1861، در 33 سالگی.
- تأثیر پاستور: توماس اندرسون، استاد شیمی گلاسگو، در 1864-1865 آثار تخمیر و میکروب پاستور مربوط به 1857-1860 را به لیستر نشان داد.
- منبع اسید کربولیک: کاربرد در تصفیهخانه فاضلاب شهر کارلایل برای از بین بردن بوی بد و پیشگیری از عفونتهای انگلی حیوانات.
- مورد جیمز گرینلیز: 11 ساله، بستری در Glasgow Royal Infirmary در شنبه، 12 اوت 1865. شکستگی باز تیبیا در پای چپ در اثر عبور چرخ درشکه. پانسمان اسید کربولیک لیستر؛ پس از 4 روز بدون عفونت؛ پس از 6 هفته جوش خوردن استخوان؛ ترخیص موفق.
- مقالههای The Lancet: مارس–ژوئیه 1867، مجموعه 6 مقالهای. نخستین مقاله در 16 مارس 1867 (برخی منابع در مجموع 5 مقاله فهرست میکنند؛ James Lind Library تعداد 6 را میدهد). پنجمین/آخرین در 27 ژوئیه 1867.
- دادههای نخستین مجموعه: 11 مورد شکستگی باز، فقط 2 مرگ.
- کاهش مرگومیر: مرگومیر قطع عضو در 1864-1865 برابر %46 → پس از 1867 برابر %15.
- نشست BMA در دوبلین: اوت 1867، اعلام عمومی درمان آنتیسپتیک. ارائه اینکه در بخشهای لیستر به مدت 9 ماه هیچ مورد پیمی/سرخباد/گانگرن دیده نشد.
- دوره اسپری اسید کربولیک: 1871-1887، اسپری اتاق عمل با رقیقسازی 1:100؛ بعدها کنار گذاشته شد.
- مقاومت: اعتراضهای آماری آر. لاوسون تیت (1845-1899) در 1868؛ تردیدهای جزئی جیمز وای. سیمپسون در 1869.
- پذیرش در آلمان: تئودور بیلروت (وین) و ریشارد فون فولکمان (هاله)، در اوایل دهه 1870.
- افتخارات دوران پایانی حرفه لیستر: 1877 استاد King's College London؛ 1883 بارونت؛ 1895-1900 رئیس Royal Society (نخستین پزشک منصوب به این جایگاه در بریتانیا)؛ 1897 عنوان بارون؛ 1902 Order of Merit (یکی از نخستین 12 دریافتکننده در سال تأسیس).
- مرگ: 10 فوریه 1912، والمر، کنت، در خانه خود، در 84 سالگی.
- تشییع: مراسم تشییع در Westminster Abbey؛ دفن کنار اگنس سایم در گورستان Hampstead (لندن).
- پیوند سملوایس: ایگناتس سملوایس (1818-1865)، وین، مطالعه تب نفاسی در 1847. مرگ در آسایشگاه روانی در اوت 1865 — همان ماه مورد گرینلیز لیستر.
ویلهلم کنراد رونتگن و کشف پرتوهای ایکس: وورتسبورگ، 8 نوامبر 1895، دست همسرش آنا و لحظه تولد تصویربرداری پزشکی
بیهوشی (روزهای 78-79) و آنتیسپسیس (روز 80) دو ستون جراحی مدرن را بنا کردند؛ اما جراح همچنان، بدون دیدن درون بدن ، عمل میکرد. تمام تشخیص بر لمس، دق، سمع و مشاهده بالینی استوار بود. شامگاه جمعه، 8 نوامبر 1895، در آزمایشگاه تاریک دانشگاه وورتسبورگ، پروفسور ویلهلم کنراد رونتگن هنگام آزمایش پرتوهای کاتدی دید که صفحهای از پلاتینوسیانید باریم در سوی دیگر اتاق خودبهخود میدرخشد. نوعی پرتو ناشناخته از درون مقوای ضخیم، چوب و استخوانهایش عبور میکرد. هفتههای بعد یکی از فشردهترین دورههای مشاهده علمی تاریخ شد. در 22 دسامبر 1895، دست چپ همسرش آنا برتا را روی یک صفحه عکاسی گذاشت؛ پس از 15 دقیقه نوردهی، تصویر حاصل نخستین فیلم رادیوگرافی انسان در تاریخ پزشکی مدرن بود. آنا وقتی آن را دید، "من مرگ خودم را دیدم" گفت. فردا این داستان را — کشف رونتگن، ورود سریع آن به عمل پزشکی در 1896 و شاخههای رسیده به انکولوژی از زنجیرهای که ماری کوری در 1898 با رادیوم آغاز کرد — بررسی خواهیم کرد.
یادداشت نویسنده: نقلقول لیستر در این نوشته اقتباسی مفهومی است که از The Lancet در 1867 و ارائه نشست BMA دوبلین در اوت 1867 گردآوری شده؛ متن اصلی انگلیسی در The Lancet و British Medical Journal در شمارههای 1867 یافت میشود. جزئیات مورد جیمز گرینلیز (سن، تاریخ، سازوکار آسیب، نتیجه) از سوابق بیماران Glasgow Royal Infirmary و مقاله لیستر در Lancet در 1867 تأیید شدهاند. زندگینامه تراژیک سملوایس بهعنوان مرجعی بنیادی در تاریخ پزشکی مدرن به یاد میماند؛ در روزهای بعد میتوان روزی جداگانه در تاریخ پزشکی غیرسرطانی به او اختصاص داد. اعتراضهای آماری آر. لاوسون تیت در 1868 از نمونههای مهم اولیه بحثهای پزشکی مدرن درباره "پزشکی مبتنی بر شواهد" هستند؛ این پرسش که موفقیت لیستر از آنتیسپسیس بود یا بهبود غیرمستقیم رویه عمومی بهداشت، هنوز از منظر روششناسی اپیدمیولوژیک مدرن بهعنوان نمونه تاریخی جالب بحث میشود. در روز 92 جمیل توپوزلو پاشا، در روز 110 ماستکتومی رادیکال ویلیام هالستد و در روز 81 پرتوهای ایکس رونتگن بهتفصیل بررسی خواهند شد.
منابع و مطالعه بیشتر
- Lister J. On a New Method of Treating Compound Fracture, Abscess, etc., with Observations on the Conditions of Suppuration. The Lancet، 16 مارس - 27 ژوئیه 1867 (مجموعه 6 مقالهای). (متن تولد جراحی آنتیسپتیک مدرن.)
- Lister J. An Address on the Antiseptic System of Treatment in Surgery, Delivered before the Medico-Chirurgical Society of Glasgow. British Medical Journal، 1867. (انتشار پس از ارائه نشست BMA دوبلین.)
- Worboys M. Joseph Lister and the performance of antiseptic surgery. Notes and Records of the Royal Society 2013;67(3):199-209. doi:10.1098/rsnr.2013.0028 (تحلیل اجتماعیتاریخی کشف لیستر.)
- Goldman B. Joseph Lister: The Surgical Pioneer Who Transformed Medicine. (مرور زندگینامهای مدرن.)
- Schlich T. Statistics and the British controversy about the effects of Joseph Lister's system of antisepsis for surgery, 1867-1890. James Lind Library، 2015. (بحث تأیید آماری موفقیت لیستر.)
- Pitt D, Aubin JM. Joseph Lister: father of modern surgery. Canadian Journal of Surgery 2012;55(5):E8-9. (ارزیابی در 100مین سالگرد درگذشت.)
- Toledo-Pereyra LH. Joseph Lister (1827-1912): A Pioneer of Antiseptic Surgery. PMC 2023. (مرور زندگینامهای دانشگاهی.)
- Cheyne WW. Lister and His Achievement. London: Longmans, Green and Co., 1925. (زندگینامه کلاسیک نوشته شاگرد لیستر.)
- Fitzharris L. The Butchering Art: Joseph Lister's Quest to Transform the Grisly World of Victorian Medicine. New York: Scientific American/Farrar, Straus and Giroux, 2017. (تکنگاری عمومی مدرن تاریخ پزشکی.)
- Carter KC, Carter BR. Childbed Fever: A Scientific Biography of Ignaz Semmelweis. Westport, CT: Greenwood Press, 1994. (زندگینامه سملوایس، توازی تاریخی لیستر و سملوایس.)
- Pasteur L. Études sur le Vin et sur la Bière. Paris, 1866-1876. (انتشار اصلی مطالعات تخمیر و میکروب پاستور.)
- The Lancet Editorial Board. Joseph Lister Centenary Issue. The Lancet، فوریه 2012. (ارزیابی تحریریه در 100مین سالگرد درگذشت.)
- Royal College of Surgeons of Edinburgh. Joseph Lister Papers archive. RCSed Library, Edinburgh. (بایگانی شخصی لیستر، نامهها، یادداشتهای بالینی.)
- انجمن جراحی ترکیه. تاریخ جراحی در ترکیه — از Tıphane-i Âmire تا دوران جمهوری. استانبول: مجموعه TCD.
این نوشته روز 80 مجموعه تاریخ سرطان در 365 روز است. مورد جیمز گرینلیزِ جوزف لیستر در Glasgow Royal Infirmary در 12 اوت 1865، در تاریخ پزشکی بهعنوان گواهی مکتوب تولد جراحی آنتیسپتیک مدرن باقی میماند. وقتی بیهوشی (مورتون 1846، سیمپسون 1847 — روزهای 78-79) و آنتیسپسیس (لیستر 1865-1867) کنار هم قرار گرفتند، ماستکتومی رادیکال ویلیام هالستد در 1894 (روز 110) و پارادایم جراحی سرطان قرن 20 ممکن شد. تمام شیوههای استریلسازی جراحی، دستکش، روپوش استریل و تصفیه هوا که امروز در مراکز سرطان سطح سوم مدرن مانند Memorial Göztepe اجرا میشوند، امتداد بلند روز گلاسگو، 12 اوت 1865 هستند. دادههای آماری این نوشته — بهویژه آمار مرگومیر لیستر پیش/پس از آنتیسپسیس — از منظر روششناسی پزشکی مبتنی بر شواهد مدرن، مشکلات روششناختی خاصی دارند (انتخاب نمونه، نبود گروه کنترل همزمان، تحلیل گذشتهنگر)؛ اما از نظر تاریخی، اجماع دانشگاهی درباره تأثیر عملی نظام آنتیسپتیک لیستر محکم است. اعتراضهای آر. لاوسون تیت و دیگران در 1868-1890، بهعنوان نمونههای اولیه روششناسی اپیدمیولوژیک مدرن، موارد ارزشمندی برای آموزش تاریخ پزشکی باقی میمانند. تراژدی سملوایس نیز از اندوهبارترین نمونههای تاریخ پزشکی درباره مقاومت اجتماعیروانی در برابر انتشار دانش علمی است. این نوشته با دیدگاهی تاریخیعمومی تهیه شده و راهنمای درمان پزشکی ارائه نمیکند. همه دادههای تاریخ، زندگینامه و مکان در نوشته از انتشارهای اصلی لیستر در The Lancet در 1867، تحلیل Worboys در Royal Society Notes and Records در 2013، بررسی آماری Schlich در James Lind Library در 2015، تکنگاری عمومی Fitzharris در 2017، مقاله Pitt & Aubin در Canadian Journal of Surgery در 2012 و منابع آرشیوی مدرن تأیید شدهاند.
آیا این مقاله برای شما مفید بود؟
بازخورد شما به بهبود محتوای ما کمک میکند.





نظرهای خوانندگان
نظر خود را بنویسید
نام و دیدگاه شما فقط پس از تأیید مدیر منتشر میشود. نشانی ایمیل شما هرگز به بازدیدکنندگان نمایش داده نمیشود.
اولین نظر را شما بنویسید.