آیا بدن مغز استخوانِ دیگری را میپذیرد؟ ای. دونال توماس و نخستین کوششهای پیوند (۱۹۵۷

در این مقاله
آیا بدن مغز استخوانِ دیگری را میپذیرد؟ ای. دونال توماس و نخستین کوششهای پیوند (۱۹۵۷ تا ۱۹۵۹)
دیروز گفتیم که منطق ردّ پیوند به ایدهای دربارهٔ سرطان، یعنی نظارت ایمنی، راه یافت (روز ۱۳۳). امروز همان منطق مانعی در برابر یک پزشک است: دادن مغز استخوانِ دیگری به یک بیمار. شخصِ این نوشته ای. دونال توماس است، نه لوئیس توماسِ دیروز؛ او فردی دیگر است. از همان آغاز بگویم: مقالهٔ ۱۹۵۷ توماس گزارش موفقیت نیست، اندازهگیریِ یک مرز است. منابع افزون بر این در شمار بیماران و در تاریخ نخستین پیوند میان دوقلوهای یکتخمکی با هم ناهمخواناند.
پرتو، سرب و امیدی که نشت کرد
بخش آزمایشگاهیِ داستان در سخنرانی نوبل ۱۹۹۰ توماس خلاصه شده است. جیکوبسون در ۱۹۴۹ نشان داد موشهایی که در معرض پرتودهیِ تهدیدکنندهٔ زندگی قرار گرفته بودند، اگر طحالشان با سرب محافظت میشد زنده میماندند؛ در آغاز این حفاظت را به محرکهای مایعِ برآمده از طحال نسبت دادند. اندکی بعد لورنتس و همکاران نشان دادند همان حفاظت با تزریق وریدی مغز استخوانِ موشی از همان نژاد نیز بهدست میآید (تاریخ در فهرست منابع ۱۹۵۱). مین و پرن در ۱۹۵۵ گزارش دادند موشهایی که با مغز استخوان محافظت شده بودند پیوند پوستِ نژاد دهنده را پذیرفتند؛ این به زنده جا گرفتن سلولهای دهنده اشاره میکرد. همین دو نام دیروز در مقالهٔ سارکوم آمده بودند؛ اینکه همان افراد باشند را از روی منبع راستیآزمایی نکردم و این استنباط خودم است.
ای. دونال توماس در ۱۵ مارس ۱۹۲۰ در شهر مارچ در تگزاس زاده شد و در ۱۹۴۶ از دانشکدهٔ پزشکی هاروارد فارغالتحصیل شد (Britannica). بهگفتهٔ یادنامهٔ فرهنگستان ملی علوم، هنگامی که کارورز بیمارستان پیتر بنت بریگام بود از بیماران مبتلا به لوسمی نگهداری میکرد؛ در ۱۹۵۰ در سالی که در MIT گذراند، نخستین بار به پیوند مغز استخوان اندیشید. در آغاز ۱۹۵۵ همکار پیشین بوستونیاش جوزف فرِبی او را به بیمارستان مری ایموجین بسِت در کوپرزتاون در ایالت نیویورک فراخواند.
«تزریق وریدی مغز استخوان در بیمارانی که پرتودرمانی و شیمیدرمانی میگیرند»
مقاله در ۱۲ سپتامبر ۱۹۵۷، در جلد ۲۵۷ مجله، صفحات ۴۹۱ تا ۴۹۶ منتشر شد؛ عنوانش «Intravenous infusion of bone marrow in patients receiving radiation and chemotherapy» بود. از میان نویسندگان توانستم توماس، لوختِه و لو را تأیید کنم؛ کار را کمیسیون انرژی اتمی و سرویس بهداشت عمومی آمریکا پشتیبانی میکردند (صفحهٔ Fred Hutch). متن اصلی را نخواندم. بر پایهٔ روایتها، گروه در پاییز ۱۹۵۵ به بیماران مغز استخوان دهنده داد؛ مغز را با سوزن و آسپیراسیون از جنین و جسد بزرگسالان، از دندههای برداشتهشده در جراحی و از استخوان لگن گرد آوردند.
یادنامهٔ فرهنگستان ملی علوم مینویسد مقالهٔ نخست پیوندهای مغز استخوان را در شش بیمار بدون جور کردن دهنده گزارش کرد و تنها یک پیوند گذرا یافت. توماس در سخنرانی نوبل میگوید این یک پیوند گذرا را «نمیتوان پیوند واقعی مغز استخوان به شمار آورد» (خلاصهٔ مفهومی). گروه نشان داد مقدار زیادی مغز استخوان انسان را میتوان با ایمنی از راه ورید داد؛ لخته شدن خون دیده نشد. در همان زمان، به خلاصهٔ مفهومی سخنان خودش، دید که پیوند آلوژنیک در انسان بسیار دشوار خواهد بود. بهگفتهٔ صفحهٔ Fred Hutch، پرتوی کافی برای نابود کردن مغز استخوان بیمار داده نشده بود و مقاله احتمال این را بررسی میکرد که پیوند علیه میزبان بیماری ایجاد کند. این بهعنوان داستان موفقیت عرضه نمیشود؛ باید آن را گزارشی خواند که مرز را اندازه میگیرد.
آنچه بعد آمد راهی جدا بود. گروه به الگوی سگ بازگشت که در آن میشد با سگهای دورگه و تولههای یک شکم کار کرد؛ همان صفحه مینویسد این الگو نزدیک به هشت سال طول کشید تا اهمیت سازگاری بافتی را نشان دهد. بهگفتهٔ سخنرانی نوبل، تولههای یک شکم با تعیین نوع بافت، چنانکه در ۱۹۷۱ گزارش شد، تقریباً همیشه موفق بودند و برای کم کردن بیماریِ پیوند علیه میزبان متوترکسات به کار رفت.
سه گونه پیوند، یک مانع
پیوند مغز استخوان یعنی گرفتن سلولهای خونساز از شخصی دیگر (آلوژنیک)، از دوقلوی یکتخمکی (سینژنیک؛ با واژهٔ عنوان مقالهٔ ۱۹۵۹ «ایزولوگ») یا از خودِ فرد (اتولوگ) و دادن آنها (تعریف سادهشده). پیوند آلوژنیک مشکلی دوسویه دارد: میزبان میتواند سلولهای دهنده را بیگانه ببیند و ردّ کند؛ سلولهای دهنده نیز میتوانند میزبان را بیگانه ببینند و به آن حمله کنند، که بیماری پیوند علیه میزبان نام دارد. مشکل دوم وارونهٔ داستان دیروز است: آنجا ایمنی نگهبانی بود که بیگانه را جدا میکرد؛ اینجا سلولهای ایمنی خودِ چیزیاند که پیوند میشود.
در دوقلوی یکتخمکی این دو مشکل وجود ندارد، زیرا ساختار بافتی یکسان است. از این رو پیوند میان دوقلوها هم شاهد بود و هم مرز: نشان داد مغز استخوان میتواند دوباره جا بگیرد، اما راهحلی برای یک بیمارِ معمولی پیش نگذاشت.
بها و حد: بازماندهای نبود، بیماری برگشت و بخت سازگاری
نخستین بها خودِ نتیجههاست. در مقالهٔ نخست از شش بیمار فقط در یک نفر پیوند گذرا دیده شد. بهگفتهٔ یادنامه، میان ۱۹۵۸ و ۱۹۶۲ پیوند آلوژنیک در ۱۵۴ بیمار آزموده شد و بازماندهٔ درازمدتی پیدا نشد؛ بیشتر پژوهشگران این میدان را رها کردند. عدد ۱۵۴ از یک منبع است (یادنامه)؛ نتوانستم راستیآزمایی کنم. این بیماران بیشتر کسانی بودند که با بیماری تهدیدکنندهٔ زندگی روبهرو شده بودند؛ منابع رضایت آگاهانهٔ آن زمان را شرح نمیدهند. از این رو دربارهٔ رضایت چیزی نمیگویم.
دوم، حتی در پیوند میان دوقلوها بیماری برگشت. بهگفتهٔ سخنرانی نوبل و یادنامه، نخستین دو بیماری که در ۱۹۵۹ گزارش شدند دو کودک مبتلا به لوسمی لنفوبلاستیک حاد پیشرفته بودند که دهندهشان دوقلوهایشان بود؛ پس از پرتودهی مغز استخوان دوقلو داده شد، کار مغز استخوان بازگشت، اما لوسمی در چند ماه عود کرد. پیوند با نظام پرتودهی آن روز بیماری را بهتنهایی درمان نکرد. یادنامه همچنین پیوند میان دوقلوها را در ۱۹۶۰ برای کودکی هفتساله با کمخونی آپلاستیک بهاحتمال نخستین بهبود با پیوند مغز استخوان میشمارد؛ یک منبع.
سوم، در همان سالها در فرانسه ژرژ ماتهه، بهگزارش، به پژوهشگران یوگسلاویِ دچار پرتوگیریِ تصادفی مغز استخوان داد (Rev Fr Etud Clin Biol 1959;4:226-238؛ فقط مشخصات کتابشناختی). بهگفتهٔ سخنرانی نوبل، ارزیابیِ بعدی نشان داد سود اندک بوده است؛ در همان سخنرانی آمده است که ماتهه در یک بیمار مبتلا به لوسمی پیوند آلوژنیکِ پایدار بهدست آورد، اما بیمار بیماری مزمن پیوند علیه میزبان پیدا کرد و بر اثر عوارض عفونی جان خود را از دست داد (تاریخ فقط با منبعی از ۱۹۶۴ معلوم است).
چهارم، سازگاری و نابرابری. بهگفتهٔ سخنرانی نوبل، گود و همکاران در نوامبر ۱۹۶۸ در نوزادی با نقص ایمنی و گروه توماس در مارس ۱۹۶۹ در بیماری با لوسمی پیشرفته نخستین پیوند از برادر سازگار را انجام دادند؛ Britannica سال ۱۹۶۸ را نخستین پیوند از خویشاوند میداند که ناهمخوان است. به دانش عمومی، احتمال سازگاری کامل بافتی یک برادر تقریباً یکچهارم است (سادهشده)؛ یعنی بیماران بدون دهندهٔ سازگار میتوانند اکثریت باشند (استنباط خودم). سامانههای دهندهای که در نوشتههای بعدی میبینیم از همین رو اهمیت مییابند.
و سرانجام واژهٔ «نخستین»: Britannica نخستین پیوند موفق میان دوقلوها را در ۱۹۵۶ میگذارد، اما گزارش پیوندهای میان دوقلوها به ۱۹۵۹ تاریخ دارد؛ یک مدخل که ماتهه را معرفی میکند آن را نخستین پیوند با دهندهٔ غیرخویشاوند مینامد؛ سخنرانی نوبل پیوندهای برادر سازگار را در سالهای دیگر میگذارد. اینها ادعاهای متفاوتاند و جای یکدیگر را نمیگیرند؛ «نخستین» نمیگویم.
میماند
- نشان دادن اینکه مقدار زیادی مغز استخوان انسان را میتوان با ایمنی از راه ورید داد
- الگوی سگ و ایدهٔ ضرورت سازگاری بافتی
- شناختن بیماری پیوند علیه میزبان بهعنوان نوعی مرز
میریزد یا محدود میشود
- فرض «دادن مغز کافی است»
- کافی شمردن نظام نخست و ناکافی پرتودهی
- این اندیشه که پیوند آلوژنیک با دهندگان ناسازگار در پایان دههٔ ۱۹۵۰ امیدبخش بود
راه یک ایدهٔ پیوند: از ۱۹۴۹ تا ۱۹۹۰. محور از ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۵ است. نشانههای سبز انتشاراتیاند که مشخصاتشان راستیآزمایی شده (۱۹۵۷، ۱۹۵۹)؛ نشانههای آبی تاریخهاییاند که از سخنرانی نوبل یا منبع دستدوم گرفته شدهاند. رویدادهایی که فقط سالشان معلوم است در میانهٔ سال کشیده شدهاند.
نخستین پیوند در ترکیه: دو سال، یک نام
یک منبع، مقالهای از ۱۹۹۸ در Marmara Medical Journal (چتینر و همکاران)، مینویسد نخستین پیوند مغز استخوان در ترکیه در ۱۹۷۷ در آنکارا بهدست پروفسور دکتر کورکوت اوزرکان از دانشکدهٔ پزشکی حاجتتپه انجام شد؛ نوع پیوند را نمیگوید. یک پروژهٔ دانشجویی (Bilkent، ۲۰۲۱) بر پایهٔ ثبتهای رسمی ۱۹۷۸ را میگوید. دو تاریخ با هم ناهمخواناند و هیچکدام را با ثبت اصلی راستیآزمایی نکردم؛ از این رو سال نمیدهم و «نخستین» نمیگویم. جزئیات دیگر پروژهٔ دانشجویی را هم به کار نبردم.
از ۱۹۴۹ تا امروز
چه چیزی راستیآزمایی شد، چه چیزی ناهمخوان است
- مقالهٔ ۱۹۵۷: NEJM 257:491-496؛ تاریخ ۱۲ سپتامبر ۱۹۵۷ از صفحهٔ Fred Hutch. از نویسندگان، توماس، لوختِه و لو در یک مدخل شمرده شدهاند؛ یک صفحه از چهار نویسنده یاد میکند و نام دیگر را راستیآزمایی نکردم. به صفحهٔ PubMed دسترسی نیافتم؛ متن را نخواندم.
- شمار بیماران: یادنامه و Fred Hutch شش میگویند؛ یک مدخل «شش بیمار مبتلا به سرطان یا لوسمی و یک مبتلا به میلوم، سه نفر جان خود را از دست دادند، دو نفر پاسخ دادند» را شرح میدهد. این دو را با هم سازگار نکردم؛ شش نوشتم.
- یک پیوند گذرا: از یادنامه و سخنرانی نوبل.
- پیوند میان دوقلوها: عنوان و نویسندگان مقالهٔ JCI (Thomas, Lochte, Cannon, Sahler, Ferrebee؛ 1959؛ doi:10.1172/JCI103949؛ صفحات 1709-1716 از صفحههای اسکنشده استخراج شد؛ جلد راستیآزمایی نشد؛ متن خوانده نشد). جزئیات «دو کودک، ALL پیشرفته، لوسمی در چند ماه عود کرد» از سخنرانی نوبل و یادنامه است. Britannica نخستین پیوند موفق میان دوقلوها را ۱۹۵۶ میگذارد؛ یادنامه بازهٔ ۱۹۵۷ تا ۱۹۵۹ را مینویسد. حل نشد.
- ماتهه ۱۹۵۹: مشخصات از یک مدخل کتابشناختی است (Mathé, Jammet, Pendic و همکاران)؛ دیدم مدخل نام وینچا را نمیآورد، از این رو نام را ننوشتم. متن خوانده نشد.
- ۱۵۴ بیمار: یک منبع (یادنامه؛ نویسنده را در صفحه ندیدم). «بیشتر پژوهشگران میدان را رها کردند» از همان منبع است.
- دوقلوی مبتلا به کمخونی آپلاستیک ۱۹۶۰: یک منبع (یادنامه)؛ نام داده نشد.
- برادر سازگار: سخنرانی نوبل پیوند نوزاد گود در نوامبر ۱۹۶۸ را از پیوند لوسمی توماس در مارس ۱۹۶۹ جدا میکند؛ Britannica میگوید «در ۱۹۶۸ در بیمار مبتلا به لوسمی با دهندهٔ خویشاوند». ناهمخوان است؛ از سخنرانی نوبل پیروی کردم.
- کوپرزتاون و کلمبیا: Britannica توماس را در ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۳ به دانشگاه کلمبیا وابسته میداند؛ منابع دیگر بیمارستان بسِت را نام میبرند. این پیوند را بررسی نکردم.
- فورد و همکاران: در سخنرانی نوبل در متن ۱۹۵۵ و در فهرست منابع ۱۹۵۶ آمده است؛ از این رو در متن نیاوردم.
- احتمال سازگاری «یکچهارم»: دانش عمومی؛ منبعی برای این نوشته خوانده نشد.
- ترکیه: 1977 (Marmara Med J 1998؛ چتینر و همکاران، با ارجاع به گزارش ۱۹۹۷ آکوغلو و بودک-آلپدوغان) و 1978 (پروژهٔ دانشجویی)؛ هیچکدام با ثبت اصلی راستیآزمایی نشد.
- Wikipedia: فقط سرنخ؛ در فهرست منابع نیامد. دوز پرتو عمداً داده نشد. دسترسی به برخی پایگاهها (PubMed) محدود بود.
سلولی که ویروس گرفته چگونه همسایهاش را هشدار میدهد؟
امروز دیدیم سلولهای ایمنی خودِ چیزیاند که پیوند میشود. اما در همان ۱۹۵۷ مادهای کوچک که سلولِ روبهروشده با ویروس برای حفاظت از سلولهای دیگر ترشح میکند چگونه یافته شد و چرا داستانی شد که تا سرطان کشید؟ اینترفرون، آیزاکس و لیندنمان: با راستیآزمایی نامها، سال و ادعاهای «نخستین» خواهم گفت.
یادداشت نویسنده: راه آسان این نوشته گفتن این بود: «توماس پیوند مغز استخوان را آغاز کرد و نوبل گرفت.» منابعی که در دست دارم میگویند مقالهٔ نخست موفقیت نبود، مرز بود؛ پنج سال پس از آن ناکام گذشت؛ حتی در پیوند میان دوقلوها بیماری برگشت؛ و ادعاهای «نخستین» با هم تفاوت دارند. دربارهٔ شمار بیماران و تاریخ پیوند میان دوقلوها منابع ناهمخواناند؛ متنها را نتوانستم بخوانم. اینها را به یک داستان پاکیزه فرو نکاستم.
منابع و مطالعهٔ بیشتر
- Thomas ED, Lochte HL Jr, Lu WC et al. Intravenous infusion of bone marrow in patients receiving radiation and chemotherapy. N Engl J Med 1957;257:491-496 (فقط مشخصات؛ مدخل historyofmedicine.com؛ متن خوانده نشد).
- Thomas ED, Lochte HL Jr, Cannon JH, Sahler OD, Ferrebee JW. Supralethal whole body irradiation and isologous marrow transplantation in man. J Clin Invest 1959 (doi:10.1172/JCI103949؛ فقط عنوان و نویسندگان؛ متن خوانده نشد).
- Thomas ED. سخنرانی نوبل (1990)، بنیاد نوبل (nobelprize.org؛ خوانده شد؛ خلاصهگونه).
- Fred Hutchinson Cancer Center. A pioneering paper turns 50 (2007؛ fredhutch.org؛ خوانده شد؛ دستدوم).
- National Academy of Sciences. یادنامهٔ زندگینامهای ای. دونال توماس (nasonline.org؛ خوانده شد؛ نویسنده را در صفحه ندیدم؛ دستدوم).
- Mathé G, Jammet H, Pendic B et al. Transfusions et greffes de moelle osseuse homologue chez des humains irradiés à haute dose accidentellement. Rev Fr Etud Clin Biol 1959;4:226-238 (فقط مشخصات؛ مدخل historyofmedicine.com؛ خوانده نشد).
- Britannica. E. Donnall Thomas (britannica.com؛ خوانده شد؛ دستدوم).
- Çetiner M, Ratip S, Ovalı E, Kartı S, Bayık M, Akoğlu T. Bone marrow transplantation data for Marmara University School of Medicine: 1989-1998. Marmara Med J 1998;4 (فقط جملهٔ آغازین خوانده شد).
- Mukherjee S. The Emperor of All Maladies: A Biography of Cancer. New York: Scribner, 2010. (برای بافت کلی؛ بخش مربوط برای این نوشته در این نشست خوانده نشد.)
این نوشته روز ۱۳۴ مجموعهٔ «۳۶۵ روز تاریخ سرطان» است و آغاز کوششهای پیوند مغز استخوان در دههٔ ۱۹۵۰ را بهعنوان یک رویداد تاریخی روایت میکند. محتوایی تاریخی-عامهپسند است؛ توصیهٔ تشخیصی یا درمانی نیست؛ دوز پرتو یا دارو داده نشده است. برای تصمیمهای مربوط به سلامتتان با پزشک مشورت کنید. منابع راستیآزمایی شدهاند؛ جزئیاتی که فقط بر منبع دستدوم تکیه دارند یا خوانده نشدهاند در یادداشتهای راستیآزمایی آمدهاند.
آیا این مقاله برای شما مفید بود؟
بازخورد شما به بهبود محتوای ما کمک میکند.




